اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

17

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

متانت و رزانت « 12 » ، تكيه بر [ اريكه ] سلطنت ايران نموده است . جمعى از بزرگان و رؤساى ممالك را به رسم گروگان به تهران آورده و در اينجا ، [ تهران ] ، دارد . [ آنان ] ملزم هستند كه هر روز خود را به حضور پادشاهى برسانند و بودن خود را عرضه دهند ، و از اهل « در خانه » باشند . هر اغتشاش و بىنظمى كه در ممالك آنها واقع شود ، باز خواست و مسؤوليت آنها راست ، لهذا اكنون كمال امنيت و آسايش در ايران موجد است . احكام پادشاهى در بلاد ، كمال نفوذ را دارد ، و مسافرين در نهايت اطمينان تردد مىنمايند . هيچ وحشتى از طوايف كرد و اعراب و شاهسون و ساير طوايفى كه موجب اخافه « 13 » طرق در ايام گذشته بودند ، و اكنون نيز در خاك عثمانى سبب ناامنى طرق و شوارع هستند ، ندارند . سياست عادلانه [ ؟ ] اين پادشاه بر اين طوايف صحرانشين چنان القاى خوف نموده كه نمىتوانند به گرد خلاف بگردند . همگى ترك راهزنى كرده ، صاحبان اغنام و احشام شده‌اند . هر ساله در فصل زمستان كه بايد در دهات مسكن نمايند ، ماليات خود را تمام و كمال به گماشتگان ديوانى كارسازى مىنمايند ، و دريافته‌اند كه قدر لازم و مصلحت است كه اينها را تحت اسلحه حرب در آورده ، داخل نفرات عسكريه نمايند . الان اكثر طبقات قشون وى از اين طايفه است ، يعنى طوايف صحرانشين . از سمتى ، بعد از رفع غوايل « 14 » حرب ، صحراها زراعت شده ، دهات معمور گرديد ، و شهرها مزيّن گشته‌اند و مردم در كمال رفاهيت ، ثمر زحمات و اعمال خود را مىبرند . چنان ظاهر است كه سلطنت در بين دودمان به متانت و استحكام تمام جاى گرفته [ است ] و غير از استيلاى روس از چيز ديگر وحشت ندارد . پادشاه در كمال متانت سلطنت مىكند و نهايت اطمينان را از ملّت خود دارد . خاصه از اهالى مازندران ، و به جهت مجاورت اينجاست كه پايتخت خود را در تهران قرار داده است ، تا به حمايت اهالى مازندران و استحكام مكان ما بين ، خود را هميشه از صدمات دشمن آسوده خاطر دارد . وزرا - چنان كه در مشرق زمين رسم است كه بر سلاطين مسلّط مىشوند - بر اين پادشاه تسلّطى ندارند . اين پادشاه تمام امورات « 15 » را خود متكفل است . وزراى وى مأمور به عرض و اجراى امور هستند ، و امورات ساير ممالك را توسط وزراى ديگر به انجام مىرسانند . در تهران ، سفراى قندهار و كشمير و ازبك و غيره ، از ساير ممالك و طوايفى كه اين پادشاه را بر آنها مسلط است ، ديده مىشود . امروزه ايرانيان تجارت شايانى با ممالك مختلفه دارند ، خاصه با هندوستان ، و متّصل كاروان به جانب كابل و دهلى و جهان‌آباد در حركت است . الان بيشتر از بيست هزار هندى در شهر و بازار تهران متفرق‌اند ، و كمال شكايت را

--> ( 12 ) . رزانت - باوقار بودن ، سنگين بودن ( 13 ) . اخافه - ترسانيدن ، بيم دادن ، خوف در دل كسى افكندن ( 14 ) . غوايل ( جمع غائله ) - سختيها ، بلاها ( 15 ) . در متون قديمى معمولًا اصطلاح جمع در جمع مانند « امورات » به كار رفته است .